منطق ایجنت‌ها › M2 — حل مسئله و طراحی راه‌حل ⭐
۲.۲ فرّار تدریسی ~۳۵ دقیقه

کدام ابزار برای کدام کار

قبل از این فصل: فصل ۲.۱

در یک نگاه

این فصل فرّار است

نام ابزارها و قابلیت‌هایشان عوض می‌شود. منطقِ انتخاب — اینکه هر جنسِ کار چه ابزاری می‌خواهد — پایدار است و همان چیزی است که باید یاد بگیری. اسم‌ها را با اسم‌های روزِ خودت عوض کن.

آخرین به‌روزرسانی: ۱۴۰۵/۰۵/۰۴

۲.۲.۱

chat کِی کافی است

وقتی کاری که می‌خواهی فکرکردن است، نه دست‌زدن به چیزی.

نشانه‌ها: خروجی‌اش یک متن است که خودت جایی می‌گذاری‌اش · هر بار ورودی‌اش فرق دارد · و تو در حین کار داری تصمیم می‌گیری.

مثال‌ها: یک ایمیل سخت را پیش‌نویس کن · این متن را نقد کن · این موضوع را برایم ساده کن · سه ایراد این تصمیم را بگو.

خطای رایج اینجا این است که آدم‌ها chat را دستِ کم می‌گیرند. خیلی از کارهایی که فکر می‌کنی ایجنت می‌خواهند، با یک گفت‌وگوی خوب حل می‌شوند — و این خانواده‌ی اول درس ۰.۵ است که همان‌جا هم گفتیم اکثر آدم‌ها باید از آن شروع کنند. کل فصل بعدی (۲.۳) درباره‌ی همین است.

۲.۲.۲

ایجنت کِی لازم است

وقتی کار روی فایل‌های تو انجام می‌شود و چند قدم دارد که قدم بعدی‌اش به نتیجه‌ی قدم قبلی بستگی دارد.

نشانه‌ها: باید چند فایل را بخواند · باید چیزی بسازد یا عوض کند · و ترتیب دقیق کارها را از قبل نمی‌شود نوشت، چون به محتوا بستگی دارد.

کار فصل ۰.۱۰ دقیقاً نمونه‌اش بود: هشت فایلِ نامعلوم، و ایجنت باید اول می‌دید داخلشان چیست تا بفهمد چه بنویسد. همان حلقه‌ی فصل ۱.۲.

و اگر ترتیب کارها از قبل معلوم است، احتمالاً ایجنت لازم نداری. این جمله را نگه دار؛ در بخش ۲.۲.۴ به آن برمی‌گردیم.

۲.۲.۳

ابزارهای اتصال: n8n و Zapier و Make

یک خانواده‌ی سومی هست که خیلی‌ها نمی‌شناسندش و برای بخشی از کارها جوابِ بهتری از ایجنت است.

این ابزارها برای این ساخته شده‌اند: «هر وقت در سرویس A این اتفاق افتاد، در سرویس B این کار را بکن.» مثلاً: هر وقت فرمی پر شد، یک ردیف به گوگل‌شیت اضافه کن و یک پیام در تلگرام بفرست.

ویژگی‌هایشان:

آن آخری تفاوت بزرگی است که در درس ۸.۶ کاملاً باز می‌شود.

۲.۲.۴

چرا برای اتصال دو سرویس، ایجنت ابزار درست نیست

این بخش کوتاه است ولی یکی از مهم‌ترین‌های ماژول.

فرض کن می‌خواهی «هر وقت ایمیلی با فاکتور آمد، اطلاعاتش را در یک شیت بنویس». وسوسه‌ی طبیعی این است که به ایجنت بگویی این کار را بکند. سه دلیل که نباید:

به‌خاطر بسپار ایجنت را جایی به کار ببر که قضاوت لازم است. اگر کاری قضاوت نمی‌خواهد و فقط باید هر بار یک‌جور انجام شود، ابزارِ ساده‌تر هم ارزان‌تر است هم قابل‌اعتمادتر.

و ترکیبشان هم ممکن است: ابزار اتصال کار را راه بیندازد، و فقط آن قسمتی که واقعاً فهمیدن لازم دارد به ایجنت سپرده شود.

اصلاً ارزش ساختن دارد؟ (۲.۱) نه نساز. تمام. بله قضاوت لازم دارد؟ نه ابزار اتصال ارزان، تکرارپذیر بله روی فایل‌های تو کار می‌کند؟ نه chat فقط فکرکردن بله ایجنت چند قدم، وابسته به محتوا اولین سؤال از همه مهم‌تر است — و بیشترین جوابِ درستش «نساز» است.
درخت انتخاب ابزار. از بالا شروع کن؛ هر «نه» یک جواب است، هر «بله» یک سؤال بعدی.
۲.۲.۵

ابزار آماده‌ای که همین حالا وجود دارد

قبل از هر ساختنی، یک سؤال ساده: کسی این را قبلاً نساخته؟

خیلی از چیزهایی که آدم‌ها می‌سازند، از قبل به‌عنوان یک قابلیت در ابزاری که همین حالا دارند وجود دارد. مثلاً:

پنج دقیقه گشتن قبل از یک روز ساختن، بهترین معامله‌ی این ماژول است.

۲.۲.۶

کِی اصلاً نساز

در فصل ۲.۱ دیدیم کدام کارها ارزش ساختن ندارند. اینجا یک لایه‌ی دیگر: حتی کارِ ارزشمند هم گاهی نباید الان ساخته شود.

مورد آخر ظریف‌ترین است: اتوماسیونِ یک فرایند بد، یک فرایند بدِ سریع می‌سازد.

۲.۲.۷

انتخاب مدل: سرعت، هزینه، کیفیت

وقتی ایجنت را انتخاب کردی، یک انتخاب کوچک‌تر هم هست — کدام مدل. در فصل ۱.۱ دیدیم که سه چیز با هم معامله می‌شوند.

قاعده‌ی عملی برای این دوره:

و یک قاعده‌ی ساده‌تر برای شروع: با مدل قوی شروع کن تا ببینی کار اصلاً شدنی است، بعد اگر پرتکرار شد، سبک‌ترش کن و ببین کیفیت افت می‌کند یا نه. برعکسش وقت تلف می‌کند، چون نمی‌دانی مشکل از مدل است یا از درخواستت.

نکته‌ی طلایی وقتی مردد بودی که ایجنت لازم است یا ابزار اتصال، این را بپرس: «اگر همین کار را به یک کارآموز بسپارم، لازم است فکر کند یا فقط باید دستورالعمل را دنبال کند؟» اگر جوابت دومی است، ایجنت گران‌ترین راه ممکن برای آن کار است.
ضدالگو «چون این دوره درباره‌ی ایجنت است، پس همه‌چیز را با ایجنت می‌سازم.» این همان اشتباهی است که با هر ابزار تازه‌ای تکرار می‌شود. هدف این دوره این است که بدانی چه چیزی را به چه چیزی بسپاری — و بخش مهمی از آن، ندادنِ کار به ایجنت است.

تمرین (فکری)

برای سه کار بالای بک‌لاگت ابزار انتخاب کن و انتخابت را توجیه کن.

درخت بالا را از راست شروع کن و برای هر کار، جوابِ هر سؤال را بنویس — نه فقط جوابِ آخر. اگر جایی جوابت «بستگی دارد» بود، همان‌جا بنویس چرا.

پاسخنامه — یک نمونه‌ی خوب را ببین

کار ۱ — انتقال سفارش‌ها از پنل به اکسل: ارزش ساختن؟ بله. قضاوت لازم دارد؟ نه، هر بار دقیقاً همان کار. ← ابزار اتصال. «اولش فکر می‌کردم ایجنت است، ولی هیچ‌جای این کار فهمیدن لازم ندارد.»

کار ۲ — جمع‌کردن یادداشت‌های هفته در یک گزارش: ارزش ساختن؟ بله. قضاوت؟ بله — باید بفهمد کدام یادداشت مهم است. روی فایل‌های من؟ بله. ← ایجنت. «قضاوتش اینجاست: تشخیص اینکه چه چیزی کار باز است و چه چیزی فقط یادداشت.»

کار ۳ — نوشتن جواب ایمیل‌های سخت: قضاوت؟ بله. روی فایل‌های من؟ نه، فقط یک متن است. ← chat.

چرا این جواب خوب است: هر سه به ابزار متفاوتی رسیده‌اند، و مورد اول نشان می‌دهد درخت واقعاً تصمیم را عوض کرده، نه اینکه فقط تأییدش کند.

برای عمق بیشتر

ذخیره شد