منطق ایجنت‌ها › M3 — ابزار در عمل
۳.۱ فرّار تدریسی ~۳۰ دقیقه

گفت‌وگوی کاری با ایجنت

قبل از این فصل: فصل ۰.۸ · فصل ۲.۶

در یک نگاه

این فصل فرّار است

شکل صفحه، نام دکمه‌ها و جزئیات رابط عوض می‌شوند. روشِ کار — اول طرح، بعد اجرا، و قطع‌کردن به‌موقع — پایدار است.

آخرین به‌روزرسانی: ۱۴۰۵/۰۵/۰۴

۳.۱.۱

شروع یک session

در فصل ۰.۱۰ یک session را از اول تا آخر رفتی. حالا همان را به‌عنوان یک مهارت نگاه می‌کنیم.

سه چیز قبل از تایپ‌کردن اولین جمله:

و جمله‌ی اول: به‌جای اینکه مستقیم بگویی «این کار را بکن»، هدف را بگو. «می‌خواهم از این پوشه یک گزارش بگیرم» بهتر از «فایل‌ها را بخوان و خلاصه کن» است — چون اولی به او اجازه می‌دهد راه بهتری پیشنهاد کند.

۳.۱.۲

اول طرح بخواه، بعد اجرا

مهم‌ترین عادت این ماژول، و ساده‌ترین‌شان.

به‌خاطر بسپار برای هر کاری که بیش از یک قدم دارد، اول بگو «قبل از اینکه چیزی را عوض کنی، بگو می‌خواهی چه کار کنی.» بعد طرح را بخوان، اصلاحش کن، و فقط بعد بگو شروع کن.

چرا این‌قدر مؤثر است؟ سه دلیل:

و یک نکته: طرح را واقعاً بخوان. اگر فقط نگاهش کنی و بگویی «باشد»، همان کاری را کرده‌ای که نکردنش هدف بود.

۳.۱.۳

قطع‌کردن و اصلاح مسیر

وقتی می‌بینی دارد اشتباه می‌رود، همان‌جا قطعش کن. این کار نه بی‌ادبی است نه اتلاف — ارزان‌ترین تصمیم آن لحظه است.

سه نشانه که باید قطع کنی:

و بعد از قطع، نگو «نه، این نه» — بگو چه چیزی درست است. همان قاعده‌ی «جهت بده، نه فقط منع» از فصل ۲.۶.

۳.۱.۴

کِی session را ببند و از نو شروع کن

در فصل ۱.۳ بهداشت session را دیدی. اینجا شکل عملی‌اش در کار روزمره.

ببند وقتی: موضوع عوض شد · نشانه‌های افت را دیدی · یک فایل بلند خوانده شد که دیگر لازمش نداری · یا چند بار اصلاح کردی و جلو نرفت.

ادامه بده وقتی: کار پیوسته است و قدم‌های قبلی واقعاً لازم‌اند.

و نکته‌ای که خیلی‌ها را از بستن session می‌ترساند: «هرچه گفتم از بین می‌رود.» درست است — و راه‌حلش فایل است، نه session طولانی. اگر چیزی مهم است، بنویسش در یک فایل (فصل ۱.۴). آن‌وقت بستن session هزینه‌ای ندارد.

۳.۱.۵

ادبیات کاری: چه چیزی را چطور بگو

چند عادت کوچک که کار را روان می‌کنند:

و یک چیز که لازم نیست: تعارف. «لطفاً»، «ممنون می‌شوم» و «زحمت می‌کشید» فقط context را بزرگ می‌کنند.

نکته‌ی طلایی اگر فقط یک عادت از این ماژول برداری، همین باشد: پیش از هر کاری که چیزی را عوض می‌کند، طرحش را بخواه. این یک جمله بیشترین خطاها را می‌گیرد و ارزان‌ترین کارِ کل دوره است.
ضدالگو نوشتن یک پیام طولانی که همه‌چیز را از اول توضیح می‌دهد، به امید اینکه یک‌بار برای همیشه تمام شود. تقریباً همیشه چیزی را بد می‌فهمد و تو تازه بعد از ده دقیقه می‌فهمی. کوتاه شروع کن، طرح بخواه، جلو برو.

تمرین (ساختنی + توضیحی)

یک کار را با «اول طرح بده» اجرا کن. از سه کار بالای بک‌لاگت یکی را بردار — همان که در فصل ۲.۴ برایش spec نوشتی.

۱. spec را بده و بگو «قبل از اینکه چیزی را عوض کنی، طرحت را بگو».

۲. طرح را بخوان و بنویس کجا با فکر خودت فرق داشت — قبل از اینکه اصلاحش کنی.

۳. اصلاحش کن، اجرا کن، و اگر وسط کار قطعش کردی بنویس چرا.

پاسخنامه — یک نمونه‌ی خوب را ببین

طرحش: «۱) فایل را می‌خوانم ۲) ردیف‌های تحویل‌شده را جدا می‌کنم ۳) جمع می‌زنم ۴) در یک فایل تازه می‌نویسم.»

کجا فرق داشت: «من فکر می‌کردم اول باید ردیف‌های خراب را پیدا کند، بعد جمع بزند. طرح او اصلاً به ردیف‌های خراب اشاره نکرده بود — یعنی می‌خواست بی‌صدا ردشان کند.»

اصلاح: «گفتم بین ۲ و ۳ یک قدم اضافه کن: ردیف‌هایی که تاریخ یا تعدادشان خوانده نمی‌شود را جدا فهرست کن.»

چرا این جواب خوب است: تفاوت را قبل از اجرا پیدا کرده. اگر طرح را نخواسته بود، همان ردیف‌های خراب بی‌صدا رد می‌شدند و شاید هیچ‌وقت نمی‌فهمید — دقیقاً همان خطای بی‌صدای فصل ۰.۲.

ذخیره شد