نام فایلها و مسیرهایشان بین ابزارها فرق دارد و عوض میشود. سه لایه و منطق انتخاب بینشان پایدار است. رفرنس رسمی پایین صفحه.
آخرین بهروزرسانی: ۱۴۰۵/۰۵/۰۴
فایل قانون چیست و کجا مینشیند
در فصل ۱.۴ دیدی فایل قانون چیست: فایلی که در شروع هر session خودکار خوانده میشود. حالا بهکارش میبریم.
سطحهایش مهم است، چون تعیین میکند کجا اعمال شود:
- سطح پروژه — در ریشهی همان پوشهی کار. مالِ این کار است و اگر با کسی به اشتراک بگذاری، او هم میگیردش.
- سطح کاربر — در پوشهی تنظیمات خودت، و در همهی کارهایت اعمال میشود. جای ترجیحهای شخصی است.
و ترتیب خواندنشان طوری است که قانونِ نزدیکتر به کار، آخر خوانده میشود — یعنی معمولاً قانون پروژه بر ترجیح شخصی میچربد.
یک نکتهی عملی: چند فایل قانون که با هم تناقض دارند، بدتر از نداشتنشان است — مستندات رسمی هم همین را میگویند: اگر دو قانون همدیگر را نقض کنند، ممکن است یکی دلبخواه انتخاب شود. پس هر چند وقت بازشان کن و ناسازگارها را پاک کن.
یک قانون خوب در برابر یک قانون بد
معیار همان معیار «تمام شد» فصل ۲.۴ است: قابلبررسی باشد.
مقایسه کن:
- ❌ «کد تمیز بنویس» ← ✅ «برای هر تابع یک خط توضیح بنویس»
- ❌ «مرتب کار کن» ← ✅ «فایلهای خروجی را در پوشهی
گزارشها/بگذار» - ❌ «حواست به داده باشد» ← ✅ «هیچوقت فایل اصلی را عوض نکن؛ اول کپی بساز»
- ❌ «فارسی خوب بنویس» ← ✅ «در متن فارسی از ی و ک فارسی استفاده کن، نه عربی»
سمت چپها آرزو هستند، سمت راستها دستور. و فرقشان این است که میشود نگاه کرد و گفت رعایت شده یا نه.
بهخاطر بسپار قاعدهی ورودی به فایل قانون: هر بار که دیدی داری چیزی را برای بار دوم تصحیح میکنی، همان را بنویس. نه چیزی که فکر میکنی ممکن است لازم شود — چیزی که واقعاً دو بار گفتهای.
و یک قید که از فصل ۲.۷ میآید: کوتاه. توصیهی رسمی زیر ۲۰۰ خط است، چون فایل بلندتر هم context بیشتری میخورد و هم کمتر رعایت میشود.
skill: رویهای که به زبان طبیعی نوشته میشود
حالا لایهی دوم، و تفاوتش با فایل قانون که مهمترین نکتهی این فصل است.
یک skill — که اسکیل خوانده میشود — یک فایل متنی است که یک رویه را توضیح میدهد — یک کار چندمرحلهای که هر بار باید یکطور انجام شود.
و تفاوت کلیدیاش با فایل قانون فنی نیست، اقتصادی است:
- فایل قانون در هر session خوانده میشود. پس هزینهاش را همیشه میدهی.
- skill فقط وقتی لازم شود خوانده میشود. مستندات رسمی صریح میگویند: برخلاف محتوای فایل قانون، بدنهی یک skill فقط زمان استفاده بار میشود — پس متن مرجعِ طولانی تا وقتی لازمش نداری تقریباً هیچ هزینهای ندارد.
یعنی این دقیقاً همان «کوچکترین مجموعهی پرسیگنال» فصل ۲.۷ است، فقط در سطح ابزار: چیزهای همیشگی در قانون، رویههای موردی در skill.
کِی skill بساز: وقتی مدام همان دستورالعمل یا چکلیست را کپی میکنی، یا وقتی بخشی از فایل قانونت از یک واقعیت به یک رویه تبدیل شده. آنوقت جایش قانون نیست.
plugin
لایهی سوم و سادهترین برای فهمیدن: یک plugin یک بستهی آماده است که چند تا از این چیزها را با هم میآورد.
مثل این است که بهجای نوشتن سه skill و یک فایل قانون برای یک کار مشخص، بستهی کسی را که قبلاً نوشته نصب کنی.
دو نکتهی عملی:
- مفید است وقتی کارِ استانداردی میکنی که خیلیها میکنند.
- ولی نصبش یعنی محتوایش را قبول کردهای. همان احتیاطِ فصل ۳.۳ اینجا هم هست: از منبع شناختهشده، و اگر نمیدانی داخلش چیست، اول نگاهش کن.
برای این دوره، لازم نیست plugin بسازی. کافی است بدانی چیست، تا وقتی اسمش را شنیدی گیج نشوی — و بدانی که نصب یک plugin ناشناس، همان دستهی «چیزی از بیرون آوردن» است.
چه چیزی قانون شود، چه چیزی هر بار گفته شود
معیار عملی، همان که در فصل ۲.۷ ساختیم: ۹ از ۱۰.
- در ۹ کار از ۱۰ لازمش داری ← فایل قانون.
- یک رویهی چندمرحلهای است که گاهی لازم میشود ← skill.
- مالِ همین یک کار است ← همان بار بگو، جایی ننویس.
و سه چیز که هیچوقت در این فایلها نمیروند:
- رمز و کلید. این فایلها معمولاً با پروژه به اشتراک گذاشته میشوند (درس ۷.۵).
- چیزی که مدام عوض میشود. قانونِ کهنه از نبودِ قانون بدتر است.
- چیزی که ایجنت خودش با نگاهکردن میفهمد. ساختار پوشهها را لازم نیست توضیح بدهی؛ میبیندش (فصل ۳.۲).
و یک یادآوری مهم از فصل ۳.۳: این فایلها راهنما هستند، نه محافظت. اگر میخواهی چیزی قطعاً اتفاق نیفتد، جایش permission است نه فایل قانون.
تمرین (ساختنی + توضیحی)
یک فایل قانون کوچک بنویس، دو بار اجرا کن، تفاوت را بنویس.
۱. در زمین بازیات یک فایل قانون بساز با حداکثر پنج قاعده. هر قاعده باید قابلبررسی باشد — از معیار بخش ۳.۴.۲ استفاده کن.
۲. یک کار بده و ببین رعایت شد یا نه.
۳. بعد یکی از قاعدهها را عمداً مبهم بنویس (مثل «مرتب کار کن») و همان کار را دوباره بده. تفاوت را بنویس.
۴. و آخر: یکی از قاعدههایت را پیدا کن که در واقع رویه است نه واقعیت — همان جایش skill است، نه قانون.
پاسخنامه — یک نمونهی خوب را ببین
فایل قانون: «۱) جوابها حداکثر پنج خط. ۲) هر عددی که
میدهی بگو از کدام ردیف آمده. ۳) هیچوقت فایل اصلی را عوض نکن؛ کپی بساز.
۴) خروجیها در پوشهی گزارشها/. ۵) در متن فارسی، ی و ک
فارسی.»
اجرای اول: «هر پنج رعایت شد. مخصوصاً قاعدهی ۲ را دیدم — زیر هر عدد نوشت از کدام ردیفها.»
با قاعدهی مبهم: «قاعدهی ۱ را عوض کردم به «مختصر جواب بده». جوابش نه خط شد. «مختصر» را خودش تعریف کرد؛ «حداکثر پنج خط» را من تعریف کرده بودم. همین تفاوت آرزو و دستور است.»
قاعدهای که جایش skill است: «داشتم قاعدهی ششمی اضافه میکردم: «برای گزارش ماهانه اول ردیفهای مرجوعی را کم کن، بعد به تفکیک محصول جمع بزن، بعد قالب را از فایل ماه قبل بردار.» این یک رویهی سهمرحلهای است و فقط ماهی یک بار لازم میشود — پس اگر در قانون بگذارمش، هزینهاش را در هر session میدهم بیدلیل. جایش skill است.»
چرا این جواب خوب است: تفاوت را با مشاهده نشان داده (نه خط شد در برابر پنج خط)، و مورد آخر تشخیصِ درستِ «واقعیت در برابر رویه» است — همان چیزی که مستندات رسمی هم معیارش را همین میگذارد.
برای عمق بیشتر
- Extend Claude with skills — مستندات رسمی (انگلیسی). خلاصهی فارسی: منبعِ تفاوتی که بخش ۳.۴.۳ رویش بنا شده. صریح میگوید برخلاف محتوای فایل قانون، بدنهی یک skill فقط وقتی استفاده شود بار میشود — پس متن مرجعِ طولانی تا زمانِ نیاز تقریباً هزینهای ندارد. معیارِ ساختنش را هم همانطور میدهد که آوردیم: وقتی مدام همان دستورالعمل یا چکلیست را کپی میکنی، یا وقتی بخشی از فایل قانون از یک واقعیت به یک رویه تبدیل شده. ضمناً skillها از یک استاندارد باز پیروی میکنند که در چند ابزار مختلف کار میکند.
- How Claude remembers your project (انگلیسی). خلاصهی فارسی: برای سطحهای فایل قانون (پروژه و کاربر)، ترتیب خواندنشان، توصیهی زیر ۲۰۰ خط، و این هشدار که قاعدههای متناقض باعث میشوند یکی دلبخواه انتخاب شود.