منطق ایجنت‌ها › M5 — محافظت
۵.۳ پایدار تدریسی ~۳۵ دقیقه

آگاهی داده‌ای

قبل از این فصل: فصل ۳.۲

در یک نگاه

۵.۳.۱

سه سؤال

دو فصل قبل درباره‌ی محافظت از فایل‌ها بود. این یکی درباره‌ی چیز دیگری است: محافظت از اطلاعات. فایل خراب‌شده را می‌شود برگرداند؛ اطلاعاتی که رفت، برنمی‌گردد.

و راه‌حل، ترس نیست. راه‌حل یک عادتِ سه‌سؤالی است که دو ثانیه می‌گیرد:

سه سؤال قبل از فرستادن داده سه پرسش پشت سر هم: این داده مال کیست؟ اگر جای دیگری دیده شود چه می‌شود؟ و آیا اصلاً لازم است فرستاده شود؟ ۱ مالِ کیست؟ مالِ من · مالِ کارفرما · مالِ مشتریِ کارفرما ۲ اگر جای دیگری دیده شود، چه می‌شود؟ هیچ · خجالت‌آور · ضرر مالی یا حقوقی ۳ اصلاً لازم است فرستاده شود؟ اغلب نه — ساختار لازم است، نه محتوای واقعی سؤال ۳ بیشترِ مشکل‌ها را قبل از وقوع حل می‌کند
سؤال ۱ و ۲ ریسک را می‌سنجند. سؤال ۳ اغلب حذفش می‌کند.

سؤال سوم مهم‌ترین است و کم‌تر پرسیده می‌شود. مثال:

۵.۳.۲

چه چیزی از کامپیوترت بیرون می‌رود

برای اینکه سؤال‌های بالا معنا داشته باشند، باید بدانی واقعاً چه چیزی منتقل می‌شود. ابزار روی کامپیوتر تو اجرا می‌شود، ولی مدل جای دیگری است. پس:

به‌خاطر بسپار «فایل را بخوان» یعنی «فایل را بفرست». این تنها جمله‌ای است که اگر از این فصل یادت بماند، کافی است — چون کل تفاوت بین دسترسیِ خواندن و فرستادنِ داده در همین یک جمله جمع شده.

و به همین دلیل است که فصل ۳.۳ و پنجره‌ی اجازه اهمیت دوباره پیدا می‌کنند: وقتی ایجنت می‌پرسد «این فایل را بخوانم؟»، آن پنجره فقط دربارهٔ دسترسی نیست — دربارهٔ خروجِ داده هم هست.

۵.۳.۳

روی دیسک خودت هم می‌ماند

این را تقریباً هیچ‌کس نمی‌داند و ارزش دانستن دارد: Claude Code رونوشتِ گفت‌وگوها را روی کامپیوتر خودت ذخیره می‌کند — در ~/.claude/projects/، به‌صورت متن ساده، و به‌طور پیش‌فرض ۳۰ روز. دلیلش کاربردی است: تا بتوانی یک گفت‌وگوی قبلی را ادامه بدهی.

ولی یک نتیجه‌ی مهم دارد: اگر چیز حساسی را در گفت‌وگو گذاشتی، آن چیز حالا در یک فایل متنیِ دوم روی دیسک تو هم هست — جایی که فکرش را نمی‌کردی و احتمالاً در بک‌آپ‌هایت هم می‌آید. این نه ایراد است و نه پنهان؛ ولی باید بدانی که هست.

و چند چیز دیگر که خوب است بدانی، چون هرکدام یک مسیر خروجِ داده‌اند:

۵.۳.۴

آموزش مدل: جواب به پلنت بستگی دارد

سؤال «آیا داده‌ی من برای آموزش مدل استفاده می‌شود؟» یک جوابِ واحد ندارد، و همین است که باعث سوءتفاهم می‌شود:

یعنی یک نفر با پلن شخصی و یک نفر با پلن سازمانی، در یک وضعیت نیستند — حتی اگر دقیقاً یک کار را بکنند. اگر با داده‌ی کارفرما کار می‌کنی، این تفاوت مهم است و ارزش پرسیدن دارد.

منبع این ارقام و قواعد از سند رسمی Data usage در مستندات Claude Code گرفته شده‌اند — code.claude.com/docs/en/data-usage. چون این سیاست‌ها ممکن است عوض شوند، قاعده‌ی درست این است که به خاطرسپاری این فصل تکیه نکنی و خودت همان صفحه را باز کنی — مخصوصاً قبل از کار با داده‌ی کسی جز خودت. تنظیمات حریم خصوصیِ پلن شخصی هم در claude.ai/settings/data-privacy-controls است.
۵.۳.۵

جایگزینی، به‌جای پرهیز

ساده‌ترین کارِ عملی این است: به‌جای اینکه از ابزار استفاده نکنی، داده را عوض کن و ساختار را نگه دار. ایجنت برای کمک به تو به ساختار نیاز دارد، نه به محتوای واقعی.

و همین‌جا یک فایده‌ی جانبی هست: فایلِ نمونه‌ی جایگزین‌شده، معمولاً ورودی بهتری هم هست — چون کوچک است و ایجنت روی همان چند ردیف دقیق‌تر کار می‌کند تا روی دو هزار ردیف (فصل ۴.۱).

۵.۳.۶

قواعد داده‌ای جای کارِ خودت

این بخش را خودت پر می‌کنی هر بخش دیگری از این جزوه یک جواب دارد. این یکی ندارد، چون قواعد داده‌ای هر سازمان فرق می‌کند و هیچ دوره‌ای نمی‌تواند برای جای کارِ تو تصمیم بگیرد.

پس این سه سؤال را از جای کارت بپرس — و جوابشان را جایی بنویس که موقع کار ببینی:

  1. کدام داده‌ها اجازه ندارند از دستگاه بیرون بروند؟
  2. برای بقیه، چه کسی اجازه‌ی این تصمیم را دارد — خودت یا کسِ دیگری؟
  3. ابزارِ هوش مصنوعی در جای کارت پلنِ شخصی است یا سازمانی؟ (بخش ۵.۳.۴ می‌گوید چرا این سؤال بی‌ربط نیست.)

و اگر کارفرمایت هنوز هیچ قاعده‌ای ندارد — که خیلی جاها این‌طور است — قاعده‌ی امنِ پیش‌فرض این است: داده‌ی متعلق به مشتری بیرون نمی‌رود؛ داده‌ی داخلی جایگزین می‌شود؛ داده‌ی خودت آزاد است.

نکته‌ی طلایی یک پوشه‌ی کاری بساز که فقط داده‌ی جایگزین‌شده در آن باشد و کار روزمره را همان‌جا بکن. آن‌وقت لازم نیست هر بار سه سؤال را بپرسی — یک بار درست چیده‌ای و بعد از آن پیش‌فرضت امن است. این بهترین شکل رعایت قاعده است: قاعده‌ای که به حافظه‌ات وابسته نباشد.

تمرین (فکری)

سه سؤالِ بخش ۵.۳.۱ را روی این سه مورد اجرا کن — و برای هرکدام بگو چه چیزی را جایگزین می‌کنی:

  1. فایل اکسل حقوق و دستمزد همکارانت، برای اینکه یک فرمول در آن درست شود.
  2. ایمیل شکایت یک مشتری، برای اینکه جواب مناسبی برایش نوشته شود.
  3. یادداشت‌های خودت از یک کتاب، برای اینکه خلاصه شوند.
پاسخنامه — سه جواب

۳ ساده‌ترین است و هیچ محافظتی لازم ندارد: داده مالِ خودت است، دیده‌شدنش ضرری ندارد، و خودِ محتوا موضوع کار است. آزادانه بفرست.

۱ حساس‌ترین است — ولی حل‌شدنی. مالِ همکارانت است (نه حتی مالِ تو)، و دیده‌شدنش هم خجالت‌آور است و هم می‌تواند ضرر شغلی داشته باشد. اما سؤال ۳ کل مشکل را حذف می‌کند: برای درست‌کردن یک فرمول، هیچ عددِ واقعی لازم نیست. نام‌ها ساختگی، حقوق‌ها ساختگی با همان اندازه‌ی تقریبی، و پنج ردیف به‌جای پنجاه. ساختار — همان ستون‌ها و همان رابطه‌ی بین آن‌ها — عیناً می‌ماند، و فرمول درست همان است.

۲ حالتِ میانی است، و ظریف‌تر از چیزی است که به نظر می‌رسد. مالِ مشتری است، پس تصمیم فقط تصمیم تو نیست. و اینجا سؤال ۳ کل مشکل را حل نمی‌کند، چون لحن شکایت و جزئیاتش موضوع کار است. جواب درست: نام، شماره‌ی سفارش، شماره‌ی تماس و هر شناسه‌ای را جایگزین کن، ولی متنِ شکایت را نگه دار. یعنی محتوا می‌ماند، هویت می‌رود — و همین کافی است.

الگویی که این سه نشان می‌دهند: سؤال «بفرستم یا نه؟» تقریباً هیچ‌وقت سؤال درستی نیست. سؤال درست «چه بخشی‌اش را بفرستم؟» است، و تقریباً همیشه جواب دارد.

ذخیره شد