سه سؤال
دو فصل قبل دربارهی محافظت از فایلها بود. این یکی دربارهی چیز دیگری است: محافظت از اطلاعات. فایل خرابشده را میشود برگرداند؛ اطلاعاتی که رفت، برنمیگردد.
و راهحل، ترس نیست. راهحل یک عادتِ سهسؤالی است که دو ثانیه میگیرد:
سؤال سوم مهمترین است و کمتر پرسیده میشود. مثال:
- لازم نیست: «این فایل اکسل ۲۰۰۰ ردیفیِ مشتریان را تحلیل کن» ← معمولاً پنج ردیف نمونه کافی است تا ایجنت بفهمد ساختار چیست و راهحل بدهد.
- لازم است: وقتی خودِ محتوا موضوع کار است — مثلاً خلاصهکردن یک قرارداد. آنوقت سؤال ۱ و ۲ تصمیم میگیرند.
چه چیزی از کامپیوترت بیرون میرود
برای اینکه سؤالهای بالا معنا داشته باشند، باید بدانی واقعاً چه چیزی منتقل میشود. ابزار روی کامپیوتر تو اجرا میشود، ولی مدل جای دیگری است. پس:
- میرود: هر چیزی که تو تایپ میکنی، و محتوای هر فایلی که ایجنت میخواند — چون برای اینکه بتواند دربارهٔ فایل حرف بزند، باید متنش را ببیند.
- نمیرود: فایلهایی که هیچوقت باز نمیشوند. بودنِ یک فایل در پوشه به معنی فرستادهشدنش نیست.
بهخاطر بسپار «فایل را بخوان» یعنی «فایل را بفرست». این تنها جملهای است که اگر از این فصل یادت بماند، کافی است — چون کل تفاوت بین دسترسیِ خواندن و فرستادنِ داده در همین یک جمله جمع شده.
و به همین دلیل است که فصل ۳.۳ و پنجرهی اجازه اهمیت دوباره پیدا میکنند: وقتی ایجنت میپرسد «این فایل را بخوانم؟»، آن پنجره فقط دربارهٔ دسترسی نیست — دربارهٔ خروجِ داده هم هست.
روی دیسک خودت هم میماند
این را تقریباً هیچکس نمیداند و ارزش دانستن دارد: Claude Code
رونوشتِ گفتوگوها را روی کامپیوتر خودت ذخیره میکند — در
~/.claude/projects/، بهصورت متن ساده،
و بهطور پیشفرض ۳۰ روز. دلیلش کاربردی است: تا بتوانی یک گفتوگوی قبلی را
ادامه بدهی.
ولی یک نتیجهی مهم دارد: اگر چیز حساسی را در گفتوگو گذاشتی، آن چیز حالا در یک فایل متنیِ دوم روی دیسک تو هم هست — جایی که فکرش را نمیکردی و احتمالاً در بکآپهایت هم میآید. این نه ایراد است و نه پنهان؛ ولی باید بدانی که هست.
و چند چیز دیگر که خوب است بدانی، چون هرکدام یک مسیر خروجِ دادهاند:
- دستور بازخورد (
/feedback) — و همچنین/bugو/shareکه از همان مسیر میروند — یک کپی از تاریخچهی گفتوگو از جمله کد را میفرستد، و اینها ۵ سال نگه داشته میشوند. یعنی «یک ایراد گزارش دادم» میتواند یعنی «کدِ کارفرمایم را فرستادم». - آمارهای فنی (سرعت و خطا) هیچوقت کد، پرامپت یا مسیر فایلهای تو را شامل نمیشوند.
- همهی اینها را میشود خاموش کرد، و انتقال هم رمزنگاریشده است (TLS ۱.۲ یا بالاتر در مسیر، AES-۲۵۶ در ذخیرهسازی).
آموزش مدل: جواب به پلنت بستگی دارد
سؤال «آیا دادهی من برای آموزش مدل استفاده میشود؟» یک جوابِ واحد ندارد، و همین است که باعث سوءتفاهم میشود:
- پلنهای شخصی (Free · Pro · Max): تو انتخاب میکنی. اگر این تنظیم روشن باشد، دادهات برای آموزش مدلهای بعدی استفاده میشود — و ۵ سال نگه داشته میشود. اگر خاموش باشد، نگهداری ۳۰ روز است. این تنظیم را هر وقت بخواهی میتوانی عوض کنی.
- پلنهای تجاری (Team · Enterprise · API): بهطور پیشفرض برای آموزش استفاده نمیشود، مگر خودِ سازمان صریحاً انتخاب کرده باشد. نگهداری استاندارد ۳۰ روز است.
یعنی یک نفر با پلن شخصی و یک نفر با پلن سازمانی، در یک وضعیت نیستند — حتی اگر دقیقاً یک کار را بکنند. اگر با دادهی کارفرما کار میکنی، این تفاوت مهم است و ارزش پرسیدن دارد.
claude.ai/settings/data-privacy-controls است.
جایگزینی، بهجای پرهیز
سادهترین کارِ عملی این است: بهجای اینکه از ابزار استفاده نکنی، داده را عوض کن و ساختار را نگه دار. ایجنت برای کمک به تو به ساختار نیاز دارد، نه به محتوای واقعی.
- نام و شمارهی واقعی ← نامِ ساختگی، شمارهی ساختگی با همان طول و شکل.
- مبلغهای واقعی ← مبلغهایی با همان اندازهی تقریبی.
- کل فایل ← پنج ردیف نمونه با همان ستونها.
- و یک مورد بدون استثنا: رمز، کلید و توکن هیچوقت در گفتوگو نمیآیند — نه واقعیاش، نه «موقتی»اش. بخش ۵.۳.۳ را یادت باشد: آن رمز حالا در یک فایل متنی روی دیسکت هم هست.
و همینجا یک فایدهی جانبی هست: فایلِ نمونهی جایگزینشده، معمولاً ورودی بهتری هم هست — چون کوچک است و ایجنت روی همان چند ردیف دقیقتر کار میکند تا روی دو هزار ردیف (فصل ۴.۱).
قواعد دادهای جای کارِ خودت
پس این سه سؤال را از جای کارت بپرس — و جوابشان را جایی بنویس که موقع کار ببینی:
- کدام دادهها اجازه ندارند از دستگاه بیرون بروند؟
- برای بقیه، چه کسی اجازهی این تصمیم را دارد — خودت یا کسِ دیگری؟
- ابزارِ هوش مصنوعی در جای کارت پلنِ شخصی است یا سازمانی؟ (بخش ۵.۳.۴ میگوید چرا این سؤال بیربط نیست.)
و اگر کارفرمایت هنوز هیچ قاعدهای ندارد — که خیلی جاها اینطور است — قاعدهی امنِ پیشفرض این است: دادهی متعلق به مشتری بیرون نمیرود؛ دادهی داخلی جایگزین میشود؛ دادهی خودت آزاد است.
تمرین (فکری)
سه سؤالِ بخش ۵.۳.۱ را روی این سه مورد اجرا کن — و برای هرکدام بگو چه چیزی را جایگزین میکنی:
- فایل اکسل حقوق و دستمزد همکارانت، برای اینکه یک فرمول در آن درست شود.
- ایمیل شکایت یک مشتری، برای اینکه جواب مناسبی برایش نوشته شود.
- یادداشتهای خودت از یک کتاب، برای اینکه خلاصه شوند.
پاسخنامه — سه جواب
۳ سادهترین است و هیچ محافظتی لازم ندارد: داده مالِ خودت است، دیدهشدنش ضرری ندارد، و خودِ محتوا موضوع کار است. آزادانه بفرست.
۱ حساسترین است — ولی حلشدنی. مالِ همکارانت است (نه حتی مالِ تو)، و دیدهشدنش هم خجالتآور است و هم میتواند ضرر شغلی داشته باشد. اما سؤال ۳ کل مشکل را حذف میکند: برای درستکردن یک فرمول، هیچ عددِ واقعی لازم نیست. نامها ساختگی، حقوقها ساختگی با همان اندازهی تقریبی، و پنج ردیف بهجای پنجاه. ساختار — همان ستونها و همان رابطهی بین آنها — عیناً میماند، و فرمول درست همان است.
۲ حالتِ میانی است، و ظریفتر از چیزی است که به نظر میرسد. مالِ مشتری است، پس تصمیم فقط تصمیم تو نیست. و اینجا سؤال ۳ کل مشکل را حل نمیکند، چون لحن شکایت و جزئیاتش موضوع کار است. جواب درست: نام، شمارهی سفارش، شمارهی تماس و هر شناسهای را جایگزین کن، ولی متنِ شکایت را نگه دار. یعنی محتوا میماند، هویت میرود — و همین کافی است.
الگویی که این سه نشان میدهند: سؤال «بفرستم یا نه؟» تقریباً هیچوقت سؤال درستی نیست. سؤال درست «چه بخشیاش را بفرستم؟» است، و تقریباً همیشه جواب دارد.