منطق ایجنت‌ها › M0 — شروع
۰.۹ پایدار تدریسی ~۱۵ دقیقه

زمین بازی امن

قبل از این فصل: فصل ۰.۸

در یک نگاه

۰.۹.۱

چرا به پوشه‌ای نیاز داری که هیچ‌چیزش مهم نیست

وقتی چیز تازه‌ای یاد می‌گیری، طبیعی است که چند بار خرابش کنی. مشکل وقتی شروع می‌شود که آن «چند بار» روی فایل‌های واقعی کارت باشد.

و اینجا یک نکته هست که در فصل ۰.۲ دیدی: قدرتِ ایجنت از این می‌آید که واقعاً به فایل‌ها دسترسی دارد. همان چیزی که می‌تواند یک پوشه را برایت مرتب کند، می‌تواند همان پوشه را هم به‌هم بریزد. قدرت و ریسک از یک جا می‌آیند و نمی‌شود یکی را بدون دیگری داشت.

ولی مسئله‌ی اصلی حتی این نیست. مسئله‌ی اصلی ترس است. کسی که می‌ترسد چیزی را خراب کند، محتاط امتحان می‌کند، کم امتحان می‌کند، و کندتر یاد می‌گیرد. زمین بازی این ترس را برمی‌دارد — و این مهم‌ترین کاری است که می‌کند.

پس زمین بازی برای محافظت از فایل‌هایت است، بله. ولی بیشتر از آن، برای این است که راحت باشی و جسورانه امتحان کنی.

۰.۹.۲

ساختنش

یک پوشه است. همین. ولی سه ویژگی باید داشته باشد:

ساختنش با terminal (از فصل ۰.۸):

mkdir ~/playground و بعد cd ~/playground

آن ~ یعنی «پوشه‌ی خانگی من» — پس این پوشه در ریشه‌ی حساب کاربری‌ات ساخته می‌شود، دور از فایل‌های پروژه. اگر با terminal راحت نیستی، همان‌طور که همیشه پوشه می‌سازی بسازش؛ فرقی نمی‌کند.

حالا فایل‌های نمونه‌ی همراه دوره را داخلش کپی کن — پوشه‌ی نمونه‌ها/. کپی، نه انتقال. اصلشان سرِ جایشان بماند تا اگر خرابشان کردی دوباره برداری.

۰.۹.۳

قاعده‌ی طلایی: هرگز روی نسخه‌ی اصل امتحان نکن

به‌خاطر بسپار قبل از هر کار جدی، یک کپی بگیر و روی کپی کار کن. این تنها قاعده‌ای است که در کل دوره هیچ استثنایی ندارد.

و منظور از «کار جدی» فقط کارهای بزرگ نیست. هر بار که ایجنت قرار است چیزی را عوض کند — نه فقط بخواند — قاعده اعمال می‌شود.

سه چیز که باید بدانی، چون آدم‌ها همین‌جا اشتباه می‌کنند:

راه‌های جدی‌ترِ برگشت — از جمله git که یک دکمه‌ی بازگشت واقعی است — در ماژول ۵ می‌آید. فعلاً همین کپی‌گرفتن کافی است.

نکته‌ی طلایی زمین بازی را بعد از این فصل رها نکن. هر بار که می‌خواهی چیز تازه‌ای امتحان کنی — یک درخواست عجیب، یک قابلیت تازه، چیزی که مطمئن نیستی چه می‌کند — اول همان‌جا امتحانش کن. عادتِ «اول در زمین بازی» چیزی است که آدم‌های باتجربه دارند و تازه‌کارها ندارند.
ضدالگو «فقط این یک بار روی فایل اصلی امتحان می‌کنم، چون کارِ کوچکی است.» تقریباً همه‌ی داستان‌های «فایلم را از دست دادم» با همین جمله شروع می‌شوند. کارِ کوچک همان کاری است که حواست کمتر جمع است.

تمرین (ساختنی)

زمین بازی خودت را بساز و فایل‌های نمونه را داخلش کپی کن.

بعد یک کار عمدی بکن: یکی از فایل‌های داخل زمین بازی را پاک کن. ببین چه حسی دارد وقتی می‌دانی مهم نیست. همان حس، چیزی است که قرار است در تمام دوره داشته باشی.

بعد دوباره از اصل کپی‌اش کن. همین رفت‌وبرگشت، کل ایده‌ی این فصل است.

پاسخنامه — از کجا بفهمی درست ساختی

یک آزمون ساده: اگر همین الان کل این پوشه پاک شود، چیزی از دست می‌دهی؟ اگر جوابت «نه» است، درست ساختی. اگر مکث کردی، یعنی چیزی داخلش هست که نباید باشد — همان را بیرون ببر.

و اگر فایل‌های نمونه را منتقل کرده‌ای به‌جای کپی، الان اصلشان را نداری. دوباره از پوشه‌ی همراه دوره برشان دار — همین اشتباهِ کوچک، دقیقاً همان چیزی است که این فصل درباره‌اش است.

ذخیره شد