شکل دقیقِ آنچه روی صفحه میبینی — نحوهی اجازهگرفتن، ترتیب پیامها، کلمهبندیها — با هر نسخه فرق میکند. مراحلِ کار پایدارند. اگر صفحهات دقیقاً شبیه توضیح نبود، جلو برو؛ منطقش همان است.
آخرین بهروزرسانی: ۱۴۰۵/۰۵/۰۴
کاری که میخواهیم انجام شود
پوشهی نمونهها/اسناد/ هشت فایل بههمریخته دارد — همانهایی که در
فصل ۰.۲ دیدی: یادداشت جلسه، پیشنویس قرارداد، یک فایل بیعنوان با سه عدد،
گزارش فروشی که خودش اعتراف کرده عددش غلط است.
خروجیِ مورد نظر: یک گزارش یکصفحهای که بگوید چه کارهایی باز است و چه چیزهایی مبهماند.
سه چیز را از اول روشن کنم تا انتظارت درست باشد:
- این کار روی زمین بازی انجام میشود، نه روی اصل فایلها. اگر فصل ۰.۹ را رد کردهای، برگرد.
- ممکن است بار اول نتیجهی دلخواهت را ندهد. این نقص تو نیست و نقص ابزار هم نیست — همان چیزی است که در ۰.۳.۳ گفتیم.
- این فصل دربارهی prompt نوشتن نیست. درخواست آماده است. prompt نوشتن یک ماژول کامل دارد (M2).
چطور بخواهیم
terminal را در زمین بازیات باز کن — یعنی جایی که فایلهای نمونه را کپی کردی —
و claude را اجرا کن.
مطمئن شو در پوشهی درستی هستی. با pwd چک کن و با
ls ببین فایلهای نمونه را میبینی یا نه.
ایجنت همان جایی را میبیند که تو ایستادهای — نه بیشتر.
بعد این را بنویس:
پوشهی «اسناد» را بخوان و یک گزارش یکصفحهای بده: چه کارهایی باز است، چه چیزی مبهم است، و کدام فایل قابلاعتماد نیست. حدس نزن — هرچه معلوم نیست را جدا فهرست کن.
چرا این درخواست اینطور نوشته شده؟ سه تصمیم درش هست که بعداً در M2 معنا پیدا میکنند:
- خروجی مشخص است («یک گزارش یکصفحهای»)، نه «بررسی کن».
- سه چیزِ خواستهشده شمرده شدهاند، پس میشود بعداً سنجید که همهشان آمدهاند یا نه.
- «حدس نزن» صریح آمده. بدون این جمله، ابهامها معمولاً با یک حدسِ باورپذیر پر میشوند — دقیقاً همان چیزی که در فصل ۰.۲ خطرناکش خواندیم.
اجرا و تماشا
Enter بزن و نگاه کن. این قسمت را رد نکن — قرار نیست فقط منتظر خروجی بمانی.
چیزی که میبینی تقریباً این ترتیب است: اول پوشه را نگاه میکند و میبیند چه فایلهایی هست · بعد یکییکی بازشان میکند · بعد گزارش را مینویسد.
ممکن است وسط کار اجازه بخواهد — مثلاً برای خواندن فایلها یا نوشتن خروجی. این عمدی است و خوب است. فعلاً وقتی مطمئنی روی زمین بازیای، اجازه بده. اینکه قبل از «بله» چه چیزی را باید بخوانی، یک درس کامل دارد (درس ۳.۳).
و همینجا چیزی را دیدی که چتبات نمیتواند: خودش فایلها را باز کرد. تو هیچ متنی کپی نکردی.
خروجی را نگاه کن: درست است؟
حالا مهمترین قسمتِ کل این فصل. گزارش را نخوان که ببینی «خوب نوشته شده» — بخوانش که ببینی درست است.
سه چیز مشخص را بگرد. هر سه واقعاً در آن فایلها هستند، پس اگر گزارش پیدایشان نکرده باشد، ناقص است:
- در
گزارش فروش نهایی نهایی(۲).txtنوشته شده عدد اردیبهشت شامل ۱۲ سفارش مرجوعی است که کم نشده. گزارش باید این را بهعنوان یک عددِ غیرقابلاعتماد علامت بزند. بدون عنوان.txtسه عدد دارد بدون اینکه معلوم باشد مال چه ماهی است. باید در فهرست مبهمها باشد، نه اینکه حدس زده باشد.- در
جلسه ۱۲ خرداد.txtنوشته «یادمون رفت درباره بودجه تبلیغات حرف بزنیم». این یک کار باز است که در هیچ فهرست کاری نیست.
حالا خودت را بسنج: چندتا از این سه را آورده بود؟
- هر سه — عالی. این همان چیزی است که خوب کار کردن یعنی.
- یکیدو تا — عادی است. درخواستت را کمی مشخصتر کن و دوباره بخواه. مثلاً بگو «هر جا عددی هست که خود فایل دربارهاش تردید کرده، جدا بنویس».
- هیچکدام، ولی گزارش قشنگی نوشته — این مهمترین درسِ امروز است. خروجیِ مرتب و روان، لزوماً خروجیِ درست نیست.
بهخاطر بسپار خروجی را با «چقدر خوب نوشته شده» نسنج. با «چه چیزی را باید پیدا میکرد و پیدا کرد» بسنج. این تفاوت، کلِ ماژول ۴ است.
چه اتفاقی افتاد — و چه چیزی را هنوز نمیدانیم
چیزی که دیدی: تو یک جمله نوشتی، و چیزی رفت هشت فایل را خواند و یک گزارش نوشت. کاری که دستی چند ده دقیقه میگرفت.
و چیزهایی که هنوز نمیدانی — و این فهرست، در واقع نقشهی بقیهی دوره است:
- چطور فایلها را پیدا کرد؟ از کجا فهمید کدامها را باز کند؟ (درس ۳.۲)
- چطور «فهمید» داخل هر فایل چیست؟ (درس ۱.۱)
- چرا اگر همین را دوباره بخواهی، جوابش کمی فرق میکند؟ (درس ۱.۱)
- اگر پوشه صد فایل داشت چه میشد؟ (درس ۱.۳ و درس ۴.۱)
- چطور مطمئن شوم چیزی از خودش درنیاورده؟ (درس ۴.۵)
لازم نیست الان جوابشان را بدانی. لازم است بدانی که سؤالهای درستی هستند — و همین که الان برایت سؤال شدهاند، یعنی این فصل کارش را کرده.
تمرین (ساختنی + توضیحی)
۱. کار را روی فایلهای نمونه اجرا کن و گزارش را بگیر.
۲. سه موردِ بخش ۰.۱۰.۴ را در گزارش بگرد و بنویس چندتایش آمده بود.
۳. و حالا سؤال اصلی: فکر میکنی چطور فایلها را پیدا کرد؟ دو سه جمله بنویس — حدس بزن. لازم نیست درست باشد؛ لازم است حدسِ خودت باشد. در ماژول ۱ برمیگردی و میبینی چقدر نزدیک بودی.
پاسخنامه — یک حدس خوب چه شکلی است
«فکر میکنم اول اسم فایلهای داخل پوشه را گرفت — مثل کاری که خودم با
ls میکنم — و بعد یکییکی محتوایشان را خواند و
همه را با هم در نظر گرفت. چون در گزارش چیزهایی را کنار هم گذاشته بود که
در دو فایل مختلف بودند، پس حتماً همه را با هم دیده، نه جدا جدا.»
چرا این حدس خوب است: از روی چیزی که در خروجی دیده استدلال کرده، نه از روی تصور کلی. اینکه دقیقاً درست باشد مهم نیست — اینکه از شواهد آمده باشد مهم است. جواب کامل در درس ۳.۲ و درس ۱.۳.